|
"ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود خالی از اشکای شور ازغم بود و نبود پولکامون رنگ وارنگ روزامون خوب وقشنگ آسمونمون یکی خونمون یه قلوه سنگ پولکامون رنگ وارنگ روزامون خوب وقشنگ آسمونمون یکی خونمون یه قلوه سنگ خنده مون موجا را تا ابرا می برد وقتی دلگیر بودم اون غصه می خورد تورای ماهی گیرا وا نمی شد عاشقی تودریا تنها نمی شدخوابمون مثل صدف پر مروارید نور پر شد این قصه ی ما توی دریا های دور خوابمون مثل صدف پر مروارید نور پر شد این قصه ی ما توی دریا های دورهمیشه تک می زدیم به حبابای درشت تا که مرغ ماهی خوار اومد و جفتمو کشت دلش آتیش بگیره دل اون خونه خراب دیگه نوبت منه افتاده رو آب دلش آتیش بگیره دل اون خونه خراب دیگه نوبت منه سایش افتاده رو آب بعد ما نوبت جفتای دیگه روز مرگ زشت دلهای دیگه ای خدا کاری نکن یادش بره که یه ماهی این پائین منتظره نمی خوام تنها باشم ماهی دریا باشم دوس دارم که بعد از این توی قصه ها باشم نمی خوام تنها باشم ماهی دریا باشم دوس دارم که بعد از این توی قصه ها باشم"
-----------------
خدا گریه ی مسافرو ندید
دل نبست به هیچ کس و دل نبرید
آدمو برای دوری از دیار
جاده را برای غربت آفرید
جاده اسم منو فریاد می زنه
میگه امروز روز دل بریدنه
کوله باری که پر از خاطره ها ست
روی شونه های لرزون منه ....
از تموم آدمای خوب وبد
از تموم قصه های خوب وبد
چی برام مونده بجز یه خاطره
نقش گنگی تو غبار پنجره
جاده آغوششو وا کرده برام
منتظر مونده که من با هاش بیام
قصه ی تلخ خدا حافظی رو
می خونم با این که بسته اند لبام
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ی عشقا و دلبستگیا
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده فریاد می زنه بیا..........."
-------------------------------
"زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدائی جز گریه ی بی صدا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدائی جز گریه ی بی صدا نبود
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دل و وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غم و از دلم جدا نی کنه
قصه ی ماتم من هر چی که بود هرچی که هست
قصه ی ما تم قلب خسته ی یه آدمه
وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دل و وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
" کاشکی تاریکی می رفت فردا می شد
صبح می شد چشمون تو پیدا می شد
لبای ناز تو با قصه ی عشق
مث گل های بهاری وا می شد
تا دلم شکوه را آغاز می کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می کنه
یادته قول دادی پیشم می مونی
قصه ی عشق زیر گوشم می خونی
نمی دونس دل وا مونده ی من
که تو رسم بی وفائی می دونی
تا دلم شکوه را آغاز می کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می کنه"
========================================
خوب شاعر کیست ؟ خواننده کیست ؟ نام شعر چست؟
در صورت جواب دادن ۳ سوال جایزه بگیرید هر ۳ رو باید صحیح باشد
جواب را به این ایمیل میل کنید:
mx_a2@yahoo.com
lione_crazy@yahoo.com
اگر جواب سوال صحیح داد باشید سوالی دیگر برای میل شما فرستاده می شود فرست ارسال جواب تا پایان ۱۹/۵/۸۵
|