|
فردي از پروردگار در خواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد . خدا پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود که جمعي از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه ؛ نااميد و در عذاب بودند . هر کدام قاشقي داشت که به ديگ مي رسيد ولي دسته ي قاشقها بلندتر از بازوي آنها بود ؛ بطوريکه نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب آنها وحشتناک بود. آنگاه خداوند گفت : اکنون بهشت را به تو نشان مي دهم . او به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود وارد شد . ديگ غذا ؛ جمعي از مردم ؛ همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند . آن مرد گفت : نمي فهمم؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي که در اتاق ديگر بدبخت هستند ؛ با انکه همه چيزشان يکسان است ؟ خداوند تبسمي کرد و گفت : خيلي ساده است ؛ در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را سير کنند . هر کسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد ؛ چون ايمان دارد کسي هست در دهانش غذايی بگذارد.
-------------------------------------
khoda ro doost daram chon harfaye adamo SEND TOO ALL nemikone. khoda ro doost daram chon hamishe ONLINE. khoda ro doost daram chon hichkaso IGNORE nemikone. khoda ro dost daram chon be hame ejaze mide ADDesh konan. khoda ro doost daram chon doost dashtanie. khoda ro doost daram chon KHODAST
---------------------------------
وقتي گريه كرديم گفتند بچه اي وقتي خنديديم گفتند ديونه اي وقتي جدي بوديم گفتند مغروري وقتي شوخي كرديم گفتن سنگين باش وقتي سنگين بوديم گفتن افسرده اي وقتي حرف زديم گفتند پر حرفي وقتي ساكت شديم گفتند عاشقي وقتي وبلاگ نوشتيم گفتند بيکاري وقتي از همه چيزو همه کس دل بريديم گفتند آويزووني جوانان عزيز لطف کنيد بميريد تا ملت ديگه چيزي نفرمايند هر چند واسه مردنمون هم حرف در ميارن
-------------------------------------
سلامی به گرمی بخاری های گاز سوز ایران رادیاتور.سلامی چو بوی خوش صابون لوکس.سلامی به زیبایی عکس روی صابون لوکس.سلامی به بلندای زبون زن همسایه بغلیمون.سلامی...
من اووچیکه هر چی رفیق با معرفتم.اوومدم که به رفقا بگم که بسی شرمسارم از اینکه دیر به دیر بهتون سر میزنم ولی چیکار کنم این سیستم ملعون اساسی خراب شده.به گفته ی مهندسین(ارواح ننشوون)گویا پاور کیس ایراد داره.انشا الله خداوند شفای عاجل عنایت فرمایند..فدای تک تک سلول های بدنتون
------------------------------------------------
ـــ آقا گنجيشک داشت تو هواي سرد زمستون پرواز ميکرده که از سرما يخ ميزنه ميوفته رو زمين.يه گاو داشته رد ميشده که از قضا يه تپاله ي گرم ميندازه روش.گنجيشکه گرم ميشه شروع ميکنه به جيک جيک کردن.يه گربه صداشو ميشنوه مياد تميزش ميکنه بعد ميخوردش.و اما نتيجه ي داستان=1:هرکي روت تپاله ميندازه دشمنت نيست.2:هر کي از تو تپاله درت مياره رفيقت نيست.3:هر وقت تا حلق تو تپاله فرو رفتي حداقل اون دهنتو ببند جيک جيک نکن
ببخشید اگه بار فرهنگی داستان یه خورده بالا بود.
-----------------------------------------------------
عشق از دید حاج اقا : استغفر الله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی (جمله عاشقانه: خداوند همه جوانها را به راه راست هدایت کند انشاالله)
ـــ عشق از دید دختر حاج اقا:اه ... خدای من یعنی میشه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم(جمله عاشقانه ندارد) ـــ عشق از دید یه ریاضی دان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول (جمله عاشقانه : اه زیباترین مسئله ی من به اندازه ی سطح زیر منحنی دوستت دارم) ـــ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ما عشق مشغ (همون عشق مورد نظر است!) نبود.ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت (جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم ) ـــ عشق از دید اصغر تیز بر(در زندان): مرامتو عشقه.عشقی ( جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی) ـــ عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : اه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم می کردی و سرم رو می ذاشتم رو شونه هات و...(جمله عاشقانه دوستت دارم عزیزم) ـــ عشق از دید مادر بزرگها :از این حرفای بد و نزن راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و باکمالاتیه تازه تحصیل کردم هست (جمله عاشقانه: بریم خواستگاری )
ـــ عشق از دید رها خانوم :عشق یعنی دروغ ( جمله عاشقانه : کاش عزیزم الان اینجا بودی یه دونه می خوابوندم تو گوشت تا اینقدر منو به بازی نگیری!!! ) --------------------------------------------
منبع : آویزون http://naderblog.blogfa.com/
|